شرح زندگی
چه دیر فهمیدم زندگی همان روزهایی بود که زود رفتنش را آرزو می کردم
+
نوشته شده در جمعه یکم شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۷:۳۰ ب.ظ توسط فرزانه |
در دل من چیزی است مثل یك بیشه نور مثل خواب دم صبح و چنان بی تابم كه دلم می خواهد بدوم تا ته دشت بروم تا سر كوه دورها آوایی است كه مرا می خواند
من فارغ التحصیل رشته ادبیات فارسی و بازنشسته ی آموزش و پرورش ناحیه 6 مشهد هستم. امیدوارم بلاگ من مورد قبول شما عزیزان واقع شود.
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
آبان ۱۴۰۴
اردیبهشت ۱۴۰۴
فروردین ۱۴۰۴
بهمن ۱۴۰۲
آذر ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۲
مهر ۱۳۹۲
شهریور ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
شهریور ۱۳۸۸
تیر ۱۳۸۸
خرداد ۱۳۸۸
اردیبهشت ۱۳۸۸
فروردین ۱۳۸۸
آرشيو
پیوندها
لغت نامه دهخدا
سازمان آموزش پرورش تهران
اوقات شرعي به افق مشهد
:در كربلا چه گذشت ؟
کانون ادبیات ایران
دیوان اشعار تمام شاعران ایران زمین
ریرا — کتابخانهی آزادِ فارسی
تفريحات اينترنتي
اخبار ICT
جدید آنلاین
آخرین اخبار فارسی دات آر
نیوز ایران
قرآن کریم
فال حافظ
BLOGFA.COM